روزگار میگذره، عجیب و غریب هم میگذره، و من در سرزنش رفتارم گرفتار ...گاهی کودک درونم را چنان شماتت میکنم گویی که سخت ترین اشتباهات را خودش به تنهایی انجام داده و گاه چنان بی پروا رهایش میکنم که انگار هیچ کس را ندارد ...گیجمدر گذشته ی شومی که گذراندم مبهوتم !آینده را حبابی میبینم که هر لحظه میل به پاشیدن دارد:: شنبه ۱۴۰۲/۰۴/۱۰
- .
| |
.......................................................................................................................................
برچسب:
نویسنده: نیما رضایی
تاريخ: يکشنبه
1 مرداد
1402 ساعت: 11:39